تبليغاتX
خريد افسانه جومونگ ، سريال افسانه جومونگ

سه شنبه پنجم شهریور 1387

جوک های جدید رشتی

  • امام جمعه رشت ميگه مردم انتخابات خيلي مهمه نبايد مثل مسائل ناموسي به راحتي از كنارش رد بشيد

  • رشتي ها به چراغ خواب ميگن شاهد ماجرا

  • سر جاده شمال نوشته “از غيرت خود بكاهيد

  • رشتي نويسنده بوده آخركتابش مي نويسه تقديم به پدرم كه دوست بابام بود

  • شعار تنظيم خوانواده در رشت مامان يه بابا بسه

  • رشتي يه دم مرگش اززنش مي پرسه : راستشو بگو تا حالا چند دفعه بمن خيانت کردي؟ زنش گفت : خدا وکيلي سه بار! رشتي يه گفت: کي هابوده؟ زنش گفت : يادته يه دفعه مربي ات تو را بازي نميداد؟ بعد بازي ات داد؟…. رشتي يه گفت: دفعه دوم کجا بود ؟ زنش گفت : يادته هم تيمي هاي تو، توپ را بهت پاس نميدادن؟بعد مرتب بهت پاس مي دادن ؟ خب من مجبور شدم اونا را راضي کنم ديگه…رشتي يه گفت : خب دفعه سوم کي بود؟ زنش گفت : يادته که وقتي توي استاديوم بازي مي کردي هيچکي تشويقت نميکرد؟بعد همه تشويقت کردن؟ خب ديگه مجبور شدم صدهزار نفرشونو راضي کنم ديگه….

  • رشتيه کتک مي خوره، ميگه: صبر کنيد پسر بزرگم بياد، حالتون رو ميگيره! شما حريف کردها نمي شين!!

  • رفیق رشتیه میاد خونش مهمونی. وارد اتاق كه میشه، میبینه یه تفنگ به دیوار آویزونه. می پرسه: این واسه چیه؟ رشتیه میگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه یارو حساب كار خودشو می كنه. شب ردیف تو اتاق خوابیده بودند،
    زنه میگه: {با خروپف}تفنگ خرابه!
    دخترش میگه: {خروپف} فشنگ نداره!
    رشتیه میگه: منم كه خوابم!!!

  • به رشتيه ميگن: تو ۸ سال اسير بودي، چطور بچه ۲ ساله داري؟ ميگه: من اسير بودم، خانوم كه اسير نبوده!

  • نغمه كودكان رشت:
    بازمامان با افاده صبح زود امد بخانه
    شب نبوده پیش بابا ظاهرا صد بار . . .
    كودكی ۱۰ ساله بودم مامانم من را فرستاد توی جنگلهای گیلان
    دنبال مرغانه بودم چونكه برگشتم زجنگل چندعمو درخانه دیدم

  • به رشتیه میگن پارسال تولد زنت کادو چی بهش دادی؟ میگه بردمش کیش. میگن دمت گرم حالا امسال چه کار میکنی براش ؟ میگه میرم میارمش

  • به رشتیه می گن جون زن و بچت رو قسم بخور می گه به جون رشت و حومه

  • رشتیه میره کلاس غیرت. تو خیابون یکی به زنش تنه می زنه یقه شو می گیره بهش میگه مگه خودت خواهر و مادر نداری. یالله ماچش کن از دلش دربیاد

  • یه رشتی به دوستش میگه : جایی رو سراغ دارم اگر بریم شام میدن… تریاک میدن بکشیم… انواع مشروبات میدن بخوریم… و کلی هم حال میدن و حمام مجانی و آخر سر ۵۰۰۰ تومان هم میدن! دوستش میگه : کجاست؟ رشتیه میگه : خودم نرفتم زنم رفته!!!

  • از رشتیه میپرسن شما به روز پدر چی میگید میگه یوم الشك

  • به رشتيه گفتن زن خوب چه زنيه ، گفت : اون زنی که صبح که از خواب پا ميشه برگرده خونش . گفتن پس زن نمونه چه زنيه . گفت :اونی که وقتی داره مياد سر راش نونم بگيره

  • به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر.
    ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!!
    ميگن: مرتيكه اين شرورا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛
    - صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز!
    - امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن!
    - موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست!
    - آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم!

  • رشتيه داشته با پسرش از يك دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟!
    رشتيه ميگه: واسه اينكه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه كه مريض نيست.
    پسره يهو هول ميكنه، ميگه: ااا…بابايي… يعني اكبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟!

  • نوشته شده توسط جومونگ ، سريال جومونگ در 17:1 |  لینک ثابت   •