سه شنبه دوم تیر 1388
مجموعه تلوزیونی رستگاران



شنبه سی ام خرداد 1388
جديدترين مدل مايو زنانه - مايو شناي زنانه

شنبه سی ام خرداد 1388
و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني
قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم
به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم
تنهاتراز يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم

شنبه سی ام خرداد 1388
خدا
ولي تو، براي شنيدن صداي خدابه سكوت احتياج داري

چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
اشکها و لبخندها
یکشنبه سی ام فروردین 1388
كارتونهاي جذاب قديمي
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388
عكس سوسانو و جومونگ

یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388
رقص هاي آئيني

چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
80دلیل در ضرورت کاندیدا شدن خاتمی (محمودموسایی)

ادامه مطلب
یکشنبه نوزدهم آبان 1387
جلسه استیضاح کردان درمجلس

ادامه مطلب
سه شنبه شانزدهم مهر 1387
فیروزآباد شیراز - فارس
اسكندر مقدونی این شهر را كاملا ویران كرد و قرن ها بعد از اسكندر، اردشیر موسس سلسله ساسانی این شهر را احیا و آباد كرد، اما در حمله اعراب به ایران این شهر دوباره ویران شد.

ادامه مطلب
سه شنبه شانزدهم مهر 1387
شیراز

سه شنبه شانزدهم مهر 1387
معرفی و تاریخچه پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری
پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری وابسته به سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری ، به منظور پاسخگویی به بخشی از نیازهای پژوهشی کشور در زمینه میراث فرهنگی و گردشگری کشور به استناد مجوز شماره 6503/22 مورخ 20/8/1383 شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم تحقیقات و فناوری با اهداف و وظایف زیر تاسیس گردیده است.
ادامه مطلب
سه شنبه شانزدهم مهر 1387
کتاب

کتاب بهترین دوست ما.....نظرتون چیه؟
جمعه دوازدهم مهر 1387
داستان کوتاه قدرت اندیشه

پیرمرد تنهايي در مزرعه اش زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود ولي چاره اي ديگر نبود تا از او كمك بگيرد.
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال با اين وضعيت نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. ولي در صورتي هم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.
دوستدار تو پدر.
زمان زيادي نگذشت تا اينكه پیرمرد تلگرافي را با اين مضمون دریافت کرد :
ادامه مطلب
جمعه دوازدهم مهر 1387
کدوم انگشتتو بیشتر دوست داری؟(شخصیت شناسی)
انگشت شماره 1
این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و كسانی كه این انگشت را انتخاب میكنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.
انگشت شماره 2
این انگشت نماد كار میباشد و اشخاصی كه به این انگشت اهمیت بیشتری میدهند انسانهای کاری هستند و بطور كلی وجدان كاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در كارها دارند.
انگشت شماره ۳
این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان میدهد، افرادی كه این انگشت را انتخاب میكنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.
انگشت شماره 4
این انگشت نماد محبت و عشق است و كسانی كه این انگشت را انتخاب میكنند، انسانهای احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال كردن دیگران هستند.
انگشت شماره 5
این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و كسانی كه به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند كه به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترك و بطور كلی روابط بین افراد اهمیت میدهند.
جمعه پنجم مهر 1387
ساخت مجسمه با كره!

ادامه مطلب
دوشنبه یکم مهر 1387
مرد هزار چهره
سریال بسیار زیبای مرد هزار چهره
قابل اجرا هم در دستگاه خانگی و هم در کامپیوتر
در 3 دیسک
قیمت:۴۵۰۰تومان
راهنمای خرید: جهت دریافت این محصول، پس از کلیک روی دکمه زیر، فرم باز شده را تکمیل نموده و پس از تحویل گرفتن بسته، وجه آن را به مامور پست بدهید. برای مشاهده فرم، روی دکمه زیر کلیک کنید
دوشنبه یکم مهر 1387
تو هیچ ندانستی
تو هیچ نداسنتی که من از آن دور دست ها شب و روَز را به تو خیره بودم .
تو هیچ ندانستی که من همه شب در آسمان ها پی تو می گشتم .
ستاره ها را در آسمان یکی یکی ورق می زدم نکند در میان آنها پنهان شده باشی .
اما دریغ از این که تو ماه را ربوده بودی و خود جای او نشسته بودی و
آنچه مرا در برگرفته بود خسوفی طولانی بیش نبود .
(قسمتی از دست نوشته های صولت بهرامی شاعر معاصر )

پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387
میدانم تو به سوی من باز خواهی بازگشت
زیرا می دانم اگر جسم تو هم مراجعت نکند قلب و روحت به سوی من, به سوی عشق ابدی و جاودانش خواهد
شتافت
منتظر هستم در هر بهار و هر تابستان در هر گوشه و در هر کنار انتظار میکشم تا ان کسانیکه عاقبت دل خود را از تو پس خواهند گرفت کم کم ا زتو دور شوند و گردو غبار از خاطراتت کنار رود و به یاد من و گذشته من بیافتی بیاد عهد ها ,پیمانها و روزها و شبها
بیاد شبهای مهتاب
من هنوز منتظرم زیرا روح و جسم او متعلق به من است
من هنوزمنتظرم زیرا چشمان او به جز دیدگان من کس دیگری را نمی بیند
منتظرم چونکه حتی مرگ هم نمی تواند ما را ا زهم جدا کند زیرا قلبهای ما باخاطرات گذشته همچنان با یک * اهنگ* می تپد

پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387
دست من نیس...
حتي با معجزه ي عشق آسمون آبي نميشه
دست من نيست گاهي وقتا تلخ و بي حوصله مي شم
بين ما بين من و تو من خودم فاصله مي شم
دست من نيست...دست من نيست
يه شبايي باد و بارون ميزنه به برگ و بارم
اون شبا هواي آشتي حتي با خودم ندارم
يه روزاي ابر تيره منو ميبره از اينجا
مي بره اونوره ديروز گم مي شم اون دور دورا
مي دونم گاهي بلور قلبتو مي شکنه حرفام
صبر تو به سر رسيده از من و سرگشتگي هام
با گذشت به من نگاه کن تو که مي بيني چه تنهام
رو نگردون از من اي خوب اگه بدترين دنيام
وقتي که دور مي شم از تو اي هواي مهربوني
غمو تو چشات مي بينم اما اي کاش که بدوني
من گمشده.....من بد....با همه سرگشتگي هام
تو را از هميشه بيشتر
بيشتر از هميشه مي خوام

جمعه بیست و دوم شهریور 1387
ابرو

دوشنبه هجدهم شهریور 1387
قلبم وجودم و هستی ام

من تمام احساسم
تمام زندگیم را با تو تقسیم کرده ام
شادیم را غمم را اشکم را خنده هایم را همه را
هر چه که بودن من باشد
نیمی از از آن مال توست
برای این عشق زیبایی که به من بخشیدی
فقط هدیه ی من به تو همین می توانست باشد
قلبم وجودم و هستی ام
که بیشتر از این چیزی ندارم
و این بخشش بزرگی نیست
برای کسی که عشق توست که زندگی توست
برای کسی که تمام احساس توست
و تو تمام هستی من
تو عشق و زندگی و تمام احساس منی....
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
خدا را شکر می کنم که عشق تو را به من هدیه کرد
برای اینکه تو را دارم خدا را شکر می کنم
از اینکه کنارمی از اینکه مرا می شناسی
از اینکه قلبت را به من دادی
خدا را شکر می کنم به خاطر اولین روز آشناییمان
به خاطر اولین دوستت دارمی که بین ما زده شد
به خاطر عشقی که بی ریا و ساده شکفته شد
به خاطر تمام لحظه های شیرینمان که اگر تو
نبودی هیچکدام نبود.
به خاطر اینکه همراه هم شدیم چه در شادی
چه در غم....
عزیزم خدا را شکر می کنم که عشق تو را به من هدیه کرد
و همینطور خود تو را.
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
عشقت را دارم همین برای من کافیست..

بیتابم ، صدایت بیتابم می کند
حریصم برای بیشتر با تو بودن
برای هر لحظه بیشتر صدایت را شنیدن
اشتیاق من به تو روزافزون است
نمی توانم شوقی که به تو دارم را مهار کنم
حس عاشقیم را ،حس دیوانگیم را
حس حسادتم را نمی توانم مهار کنم
برایت آشفته ام ،بیقرارم ،ناآرامم
اضطراب ،انتظار ،اشتیاق ،اشک ،آه ،جنون ،عشق
همه در من بیداد می کنند
از تو به آرامشی وصف نشدنی رسیده ام
از تو اوج گرفته ام از تو روحم به تمام لذتها رسیده است
از تو به تمام احساسات ناب دنیا گره خورده ام
هر چیز که برای تو باشد را دوست دارم
اشکی که برایت می ریزم را
انتظاری که برایت می کشم را
حسادتی که می ورزم را
به تو اندیشیدن را
همه را همه را ، هر چه که برای تو باشد.
پس آیا می توانم تغییر کنم ؟
می توانم از حقیقت عشق تو جدا شوم
نمی توانم بی تفاوت باشم به تو وهر چه که در اطراف توست
نمی توانم بگوییم که اگر امروز صدایت را نشنیدم مهم نیست
چونکه دیروز شنیده بودم !
نمی توانم خودم را آرام کنم بگویم حسودی نکن ،بی خیال باش !
نه نمی توانم ، نمی شود در من چنین چیزی نیست
نیست که فکرم و ذهنم و قلبم روزی را بی توعشق تو بگذرند.
نه عشق من
من بیتاب توام ،من عاشق توام
دنیا اگر نمی فهمد مهم نیست آنچه که مهم است تویی.
دیگر نمی خوام کسی غیر از تو مرا درک کند
برایم مهم نیست هیچ چیز غیر از تو، بگذار همه حرف زنند
من چیزی نمی شنوم جزء صدای تو
دوستت دارم و برایت بیتابی می کنم
عشقت را دارم همین برای من کافیست..
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
شهاب ها
ضربه های تیشه را
بر آرزوهایت حس می کنی ،
به خاطر بیاور که ...
زیبایی شهاب ها
از شکستن قلب ستارگان است!!!!!

یکشنبه هفدهم شهریور 1387
بیدار میخواهم تو را
خواب شب پوچ است و من بیدار میخواهم تو را

جمعه پانزدهم شهریور 1387
تصاویری از المپیک موش ها
جمعه هشتم شهریور 1387
المپیک 2008
عکس زیبا از مراسم اختتامیه المپیک۲۰۰۸

چين، ملتي يك ميليارد و يكصد ميليون نفري مركب از دهها اقليت نژادي است و دولت اين كشور در مراسم آغاز و پايان المپيك تلاش كرد تا با نمايش پوشش آنان در قالب يك گروه هماهنگ، ضمن ارائه تنوع فرهنگي و قومي خويش، همبستگي ملي را نيز تقويت كند.


آخرين نورافشاني المپيك بر فراز ورزشگاه معروف "لانه پرنده " كه براي برگزاري مراسم المپيك ساخته شده بود.
یکشنبه سوم شهریور 1387
جواد رضویان در نمایی از فیلم جدیدش «مامور بدرقه»

شنبه دوم شهریور 1387
گفت و گو هاي كودكانه با خدا


شنبه دوم شهریور 1387
سیاست چیست!!!!!!!!!!!!!!!!
یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان ! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟
پدرش فکر می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی . من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادر کوچیکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره تو اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پا برهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه.
چهارشنبه سی ام مرداد 1387
فواید عشق
فواید عشق کاملاً آشکار و واضح است:

براساس تحقیقی که سال گذشته در دانشگاه پیتزبرگ انجام گرفت، به اثبات رسید که در زنانی
که ازدواج های خوب داشته اند نسبت به آنهایی که روابط پردغدغه و استرس انگیز داشته اند،
احتمال ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی کمتر است.
_ در تحقیق گسترده ای که روی طول عمر از سال 1979 انجام گرفته است، محققان دریافته اند
که افراد متاهل بیشتر عمر میکنند، کمتر دچار حملات قلبی و سرطان میشوند، و حتی میزان
ابتلای آنان به ذات الریه و سینه پهلو هم نسبت به افراد مجرد کمتر است.
ادامه مطلب
چهارشنبه سی ام مرداد 1387
فواید بغل کردن :
پزشکان دانشگاه کارولینای شمالی دریافته اند که بغل کردن و در آغوش گرفتن به طرز قابل توجهی فشارخون را پایین می آورد و میزان اوکسیتوسین خون که مهمترین هورمون در سکس، شیر دادن از پستان، و ارگاسم است، را هم افزایش می دهد.
محققان از زوج های مختلف خواستند تا کنار هم نشسته و 10 دقیقه با هم صحبت کنند و بعد به مدتی طولانی همدیگر را در آغوش بگیرند. و بعد در آزمایشاتی که از آنها گرفته شد، مشخص شد که تغییرات مثبتی در وضعیت فشارخون و میزان اوکسیتوسین خونشان پدید آمده است.
ادامه مطلب
چهارشنبه سی ام مرداد 1387
خداوند مهربان است
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:
1. او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد.
2.او می گوید نه و چیز بهتری به تو می دهد.
3. او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد.

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
عشق..




عشق شاید به نظر تو چیز ساده و بی ارزشی باشه.مطمئنم تا حالا عاشق
نشدی.تا حالا از دوری نگاهش نچشیدی.تا حالا دوری از عطر تنش دیونت
نکرده.تا حالا جدایی فاصله هاتونو کم نکرده.تاحالا موج های دریا استرس
جدایی رو یادت نیورده.تا حالا توی کویر زیر سقف آسمون بهش نگفتی
دوستت دارم.اما من الان توی کویر زیر سقف آسمون بهت میگم
دوستت دارم
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
توكتاب...
توكتاب خوندم سيگار بَده ديگه سيگار نكشيدم.
تو كتاب خوندم مشروب بَده ديگه مشروب نخوردم.
تو كتاب خوندم دروغ بَده ديگه دروغ نگفتم.
تو كتاب خوندم عشق بَده ديگه كتاب نخوندم.

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
دوست داشتن ...
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
خصوصيات دخترا
۱. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر! 2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن!! 3.اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!!! 4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!!!! 5.همه خوشکل و خوش هيکلن (خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)!!!!! 6. از 8 تا 20 سالگي شونصد تا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن!!!!!!

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
پیکاسو

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
موزه مادام توسو

جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
كمال تبريزي درباره "ميم" درخت گلابي

سينماي ما - كمال تبريزي: گلشيفته فراهاني از آن دسته بازيگراني است كه ميتوان او را براي اجراي نقشهاي مختلف و كاملا متفاوت از يكديگر در نظر گرفت
ادامه مطلب
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
ازدواج بهرام رادان
/ باذل ( مدیر برنامه رادان ) : دیگر کاری از من برنمیآيد

سینمای ما ـ امیر کاظمی : روز گذشته رهگذران روی کیوسکهای مطبوعاتی تیتر درشتی دیدند که از ازدواج بهرام رادان خبر میداد. علیرضا باذل ( مدیر برنامه بهرام رادان ) در این رابطه به خبرنگار سینمای ما گفت :
ادامه مطلب
یکشنبه بیستم مرداد 1387
خداحافظ دنیا
سرمو گذاشته بودم رو شونش. آروم دستشو دور کمرم حلقه کرد.بهش گفتم يه چيزي بگم؟ گفت بگو. گفتم دوستت دارم...........گفت من بيشتر......گفتم نه من بيشتر. گفت اصلا دوتامون به يه اندازه.........
گفتم باشه.فقط من يه کوچولو بيشتر.....خنديد.به چشمام نگاه کرد......اما نمي دونست اين آخرين باريه که به چشمام زل ميزنه...................ولي من خوب ميدونستم.يه گوشه نشستيم سرمو گزاشتم رو سينش....گفتم برام قصه بگو.
.....شروع کرد.قصه همون شاهزاده خانوم خوشکلو برام گفت چشماشو بسته بود و قصه مي گفت...........صداي قلبشو ميشنيدم.............خيلي دوسش داشتم...........هنوزم دارم.....ميدونم دلش برام خيلي تنگ ميشه
منم دلم خيلي براش تنگ ميشه......اما بايد برم.......نميتونم بيشتر از اين بمونم.............واسه هردومون بهتره.ازتو جيبم يه بسته تيغ بيرون آوردم.هنوز چشماشو بسته بود.صداي قلبش گوشمو نوازش ميداد.........

خيلي بهش بد کردم.دوسش دارم............يکي از تيغارو ميکشم بيرون ميزارمش روي مچ دسته چپم....من بايد اين کارو بکنم. ميترسم اگه يه لحظه بيشتر صبر کنم پشيمون بشم.خدايا خيلي دوستش دارم....
کاش اينو بفهمه................زير لب ميگم دوست دارم........دوست دارم..........اشکام ميريزه پايين........خيلي دوست دارم بيشتر از همه دنيا.
چشماشو باز نميکنه ديگه تصميممو گرفتم تيغو ميکشم رو دستم درد داره اما هيچي نمي گم نمي خوام چشماشو باز کنه..........گرماي لذت بخشي داره خون گرمم ميريزه رو لباسش..........چشماشو باز ميکنه..........ميترسه ....به خونه من خيره شده..
اشکام هنوز ميريزه پايين ميگم بغلم کن......مثه يه بچه ي آروم بغلم ميکنه......براي آخرين بار ميگم دوست دارم....هيچ کاري از دستش بر نمياد...بريدگي عميقه................لبمو ميزارم رو لباش..........و اين آخرين باريه که......!!!!!!!
یکشنبه بیستم مرداد 1387
آرزوهای ویکتور هوگو
متن زیر از ویکتور هوگو است. حتما بخونید. خیلی زیباست...
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی .
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش
آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی .
برایت همچنان آرزو دارم
دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بیتردید مورد اعتمادت باشد.و چون زندگی بدین
گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غره نشوی.و نیز آرزومندم
مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا
نگهدارد.همچنین، برایت آرزومندم
صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ سادهای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران
ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران
نمونه شوی.و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان
یابند.امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرندهای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره
گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.امیدوارم
که دانهای هم بر خاک
بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود
دارد.بعلاوه، آرزومندم پول داشته
باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من
است »
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ
دیگری است!و در پایان، اگر مرد
باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو
بیاغازید.اگر همهی اینها که گفتم
فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم
همیشه شاد باشید
یکشنبه بیستم مرداد 1387
بعد از تو !
هنوز او را به دست نیاورده ام، اما تمام تلاشم را خواهم کرد تا به او برسم. می دانی! هیچ کس و هیچ چیز به جز او نمی تواند مرا از یادت برهاند.
در هر خلوتم از خدا می خواهم که مرا به او برساند. تمام فکر و ذکرم شده و با تمام وجود دوستش دارم. هر شب با آرزوی دیدن او در کنار خود، چشمانم را روی هم می گذارم.
مدت زیادی است که می شناسمش، اما تا تو در کنار من بودی هرگز به او نمی اندیشیدم. هیچگاه فکر نمی کردم روزی چنین شیفته و عاشقش شوم

راستی! اسمش را به تو نگفتم: ... مرگ!
بله، معشوقه جدید من مرگ است. بعد از تو نمی توانم به هیچ کس و هیچ چیز دیگر مگر او فکر کنم.
خدایا! هر چه زودتر مرا به این معشوقه زیبا و دوست داشتنی برسان.
شنبه نوزدهم مرداد 1387
زیباترین بازیگر هند

شنبه نوزدهم مرداد 1387
خسرو شکیبایی

شنبه نوزدهم مرداد 1387
آغوش

شنبه نوزدهم مرداد 1387
آلوین و سنجاب ها

برای خواندن خلاصه انیمیشن روز دنیا کلیک کنید
پنجشنبه سوم مرداد 1387
همه ی وجودمی
صدايت مي کنم اي يار![]()
تمام جان و قلبم را ![]()
فدايت مي کنم اي يار![]()
بدونت من چه تنهايم
کنارت شاد هستم يار![]()
فداي آن دو چشمانت
که عاشق کردنم اي يار![]()
تمام آرزوي من![]()

پنجشنبه سوم مرداد 1387
تو کیستی؟
تو کیستی که من اینگونه، بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابم!

چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387
خوشبختی
همین صبح که چشم باز میکنی


















