چهارشنبه سی ام مرداد 1387
فواید عشق
فواید عشق کاملاً آشکار و واضح است:

براساس تحقیقی که سال گذشته در دانشگاه پیتزبرگ انجام گرفت، به اثبات رسید که در زنانی
که ازدواج های خوب داشته اند نسبت به آنهایی که روابط پردغدغه و استرس انگیز داشته اند،
احتمال ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی کمتر است.
_ در تحقیق گسترده ای که روی طول عمر از سال 1979 انجام گرفته است، محققان دریافته اند
که افراد متاهل بیشتر عمر میکنند، کمتر دچار حملات قلبی و سرطان میشوند، و حتی میزان
ابتلای آنان به ذات الریه و سینه پهلو هم نسبت به افراد مجرد کمتر است.
ادامه مطلب
چهارشنبه سی ام مرداد 1387
فواید بغل کردن :
پزشکان دانشگاه کارولینای شمالی دریافته اند که بغل کردن و در آغوش گرفتن به طرز قابل توجهی فشارخون را پایین می آورد و میزان اوکسیتوسین خون که مهمترین هورمون در سکس، شیر دادن از پستان، و ارگاسم است، را هم افزایش می دهد.
محققان از زوج های مختلف خواستند تا کنار هم نشسته و 10 دقیقه با هم صحبت کنند و بعد به مدتی طولانی همدیگر را در آغوش بگیرند. و بعد در آزمایشاتی که از آنها گرفته شد، مشخص شد که تغییرات مثبتی در وضعیت فشارخون و میزان اوکسیتوسین خونشان پدید آمده است.
ادامه مطلب
چهارشنبه سی ام مرداد 1387
خداوند مهربان است
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:
1. او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد.
2.او می گوید نه و چیز بهتری به تو می دهد.
3. او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد.

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
عشق..




عشق شاید به نظر تو چیز ساده و بی ارزشی باشه.مطمئنم تا حالا عاشق
نشدی.تا حالا از دوری نگاهش نچشیدی.تا حالا دوری از عطر تنش دیونت
نکرده.تا حالا جدایی فاصله هاتونو کم نکرده.تاحالا موج های دریا استرس
جدایی رو یادت نیورده.تا حالا توی کویر زیر سقف آسمون بهش نگفتی
دوستت دارم.اما من الان توی کویر زیر سقف آسمون بهت میگم
دوستت دارم
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
توكتاب...
توكتاب خوندم سيگار بَده ديگه سيگار نكشيدم.
تو كتاب خوندم مشروب بَده ديگه مشروب نخوردم.
تو كتاب خوندم دروغ بَده ديگه دروغ نگفتم.
تو كتاب خوندم عشق بَده ديگه كتاب نخوندم.

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
عشق يعني ....
زندگی۳ ایستگاه دارد...
۱ عشق
۲ جدایی
۳ مرگ
آقا قربونت من ایستگاه ۱ پیاده میشم...
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
دوست داشتن ...
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
خصوصيات دخترا
۱. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر! 2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن!! 3.اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!!! 4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!!!! 5.همه خوشکل و خوش هيکلن (خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)!!!!! 6. از 8 تا 20 سالگي شونصد تا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن!!!!!!

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
پیکاسو

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
موزه مادام توسو

جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
لباس عروس

جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
كمال تبريزي درباره "ميم" درخت گلابي

سينماي ما - كمال تبريزي: گلشيفته فراهاني از آن دسته بازيگراني است كه ميتوان او را براي اجراي نقشهاي مختلف و كاملا متفاوت از يكديگر در نظر گرفت
ادامه مطلب
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
ازدواج بهرام رادان
/ باذل ( مدیر برنامه رادان ) : دیگر کاری از من برنمیآيد

سینمای ما ـ امیر کاظمی : روز گذشته رهگذران روی کیوسکهای مطبوعاتی تیتر درشتی دیدند که از ازدواج بهرام رادان خبر میداد. علیرضا باذل ( مدیر برنامه بهرام رادان ) در این رابطه به خبرنگار سینمای ما گفت :
ادامه مطلب
یکشنبه بیستم مرداد 1387
خداحافظ دنیا
سرمو گذاشته بودم رو شونش. آروم دستشو دور کمرم حلقه کرد.بهش گفتم يه چيزي بگم؟ گفت بگو. گفتم دوستت دارم...........گفت من بيشتر......گفتم نه من بيشتر. گفت اصلا دوتامون به يه اندازه.........
گفتم باشه.فقط من يه کوچولو بيشتر.....خنديد.به چشمام نگاه کرد......اما نمي دونست اين آخرين باريه که به چشمام زل ميزنه...................ولي من خوب ميدونستم.يه گوشه نشستيم سرمو گزاشتم رو سينش....گفتم برام قصه بگو.
.....شروع کرد.قصه همون شاهزاده خانوم خوشکلو برام گفت چشماشو بسته بود و قصه مي گفت...........صداي قلبشو ميشنيدم.............خيلي دوسش داشتم...........هنوزم دارم.....ميدونم دلش برام خيلي تنگ ميشه
منم دلم خيلي براش تنگ ميشه......اما بايد برم.......نميتونم بيشتر از اين بمونم.............واسه هردومون بهتره.ازتو جيبم يه بسته تيغ بيرون آوردم.هنوز چشماشو بسته بود.صداي قلبش گوشمو نوازش ميداد.........

خيلي بهش بد کردم.دوسش دارم............يکي از تيغارو ميکشم بيرون ميزارمش روي مچ دسته چپم....من بايد اين کارو بکنم. ميترسم اگه يه لحظه بيشتر صبر کنم پشيمون بشم.خدايا خيلي دوستش دارم....
کاش اينو بفهمه................زير لب ميگم دوست دارم........دوست دارم..........اشکام ميريزه پايين........خيلي دوست دارم بيشتر از همه دنيا.
چشماشو باز نميکنه ديگه تصميممو گرفتم تيغو ميکشم رو دستم درد داره اما هيچي نمي گم نمي خوام چشماشو باز کنه..........گرماي لذت بخشي داره خون گرمم ميريزه رو لباسش..........چشماشو باز ميکنه..........ميترسه ....به خونه من خيره شده..
اشکام هنوز ميريزه پايين ميگم بغلم کن......مثه يه بچه ي آروم بغلم ميکنه......براي آخرين بار ميگم دوست دارم....هيچ کاري از دستش بر نمياد...بريدگي عميقه................لبمو ميزارم رو لباش..........و اين آخرين باريه که......!!!!!!!
یکشنبه بیستم مرداد 1387
لب و لب
روزي لپ يار کردم بوس؛گفت هم بي ادبي هم لوس
گفتم گناهم چيست که کردم بوسي
گفت لب رو ول کردي لپ رو مي بوسي

یکشنبه بیستم مرداد 1387
عاشقی
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست

یکشنبه بیستم مرداد 1387
آرزوهای ویکتور هوگو
متن زیر از ویکتور هوگو است. حتما بخونید. خیلی زیباست...
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی .
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش
آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی .
برایت همچنان آرزو دارم
دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بیتردید مورد اعتمادت باشد.و چون زندگی بدین
گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غره نشوی.و نیز آرزومندم
مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا
نگهدارد.همچنین، برایت آرزومندم
صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ سادهای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران
ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران
نمونه شوی.و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان
یابند.امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرندهای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره
گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.امیدوارم
که دانهای هم بر خاک
بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود
دارد.بعلاوه، آرزومندم پول داشته
باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من
است »
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ
دیگری است!و در پایان، اگر مرد
باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو
بیاغازید.اگر همهی اینها که گفتم
فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم
همیشه شاد باشید
یکشنبه بیستم مرداد 1387
بعد از تو !
هنوز او را به دست نیاورده ام، اما تمام تلاشم را خواهم کرد تا به او برسم. می دانی! هیچ کس و هیچ چیز به جز او نمی تواند مرا از یادت برهاند.
در هر خلوتم از خدا می خواهم که مرا به او برساند. تمام فکر و ذکرم شده و با تمام وجود دوستش دارم. هر شب با آرزوی دیدن او در کنار خود، چشمانم را روی هم می گذارم.
مدت زیادی است که می شناسمش، اما تا تو در کنار من بودی هرگز به او نمی اندیشیدم. هیچگاه فکر نمی کردم روزی چنین شیفته و عاشقش شوم

راستی! اسمش را به تو نگفتم: ... مرگ!
بله، معشوقه جدید من مرگ است. بعد از تو نمی توانم به هیچ کس و هیچ چیز دیگر مگر او فکر کنم.
خدایا! هر چه زودتر مرا به این معشوقه زیبا و دوست داشتنی برسان.
شنبه نوزدهم مرداد 1387
زیباترین بازیگر هند

شنبه نوزدهم مرداد 1387
خسرو شکیبایی

شنبه نوزدهم مرداد 1387
آغوش

شنبه نوزدهم مرداد 1387
آلوین و سنجاب ها

برای خواندن خلاصه انیمیشن روز دنیا کلیک کنید
چهارشنبه نهم مرداد 1387
عكسي تابلو از بكهام و همسرش در جايي شبيه مسافرخانه هاي امامزاده داوود!!

چهارشنبه نهم مرداد 1387
ادمك اخر دنياست بخند
ادمك اخر دنياست بخند
ادمك مرگ همين جاست بخند
دست خطي كه تو را عاشق كرد
شوخيه كاغذيه ماست بخند
ادمك خر نشوي گريه كني
كل دنيا يه سراب بخند
ان خدايي كه بزرگش خواندي
به خدا مثله تو تنهاست بخند
ادمك تنها نشين پرواز كن
عشق را از جهان اغاز كن
ادمك اسمان در بر گير
مرگ در كمين است
دفتر عشق را دوباره باز كن
ادمك تنهايي سخته بخدا
دل من ميگيره اينجا بخدا
ادمك دلم برات تنگ شده است
ادمك قدر تورو دارم بخدا
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گريه چه زيباست، بخند
تازه انگار که فرداست ، بخند
راستي آنچه به يادت داديم
پر زدن نيست که درجاست ، بخند
آدمک نغمه ي آغاز نخوان
به خدا آخر دنياست ، بخند
پنجشنبه سوم مرداد 1387
چشم های تو........
اي سرزمين پاك
با اولين شكوفه ي هر سال ،
در دشت چشم هاي تو ، بيدار مي شود
باغ پر از شكوفه ي انديشه هاي من .
در دشت چشم هاي تو - اين دشت هاي سبز -
هر باغ شعر من
پيغام بخش جلوه ي روزان بهتريست .
هر غنچه ،
هر شكوفه ،
هر ساقه ي جوان ،
دنياي ديگريست .
اي سرزمين پاك
من با پرندگان خوش آواي باغ شعر
در دشت چشم هاي تو ، سرشار هستي ام .
من با اميد روشن اين باغ پر سرود
در خويش زنده ام .
دشت جوان چشم تو ، سبز و شكفته باد ..
پنجشنبه سوم مرداد 1387
اگر میدونستی .....
اگر میدانستی چقدر دوستت دارم ...
هرگز برای آمدنت ...
باران را بهانه نمی کردی ...
هرگز ...

پنجشنبه سوم مرداد 1387
love

پنجشنبه سوم مرداد 1387
همه ی وجودمی
صدايت مي کنم اي يار![]()
تمام جان و قلبم را ![]()
فدايت مي کنم اي يار![]()
بدونت من چه تنهايم
کنارت شاد هستم يار![]()
فداي آن دو چشمانت
که عاشق کردنم اي يار![]()
تمام آرزوي من![]()










